جمعه ها می گذرد:

سال ها درتب و تابیم که او می آید

جمعه ها میگذرد...

بی آنکه بیاید شاید

جایی ازکار می لنگد شاید

مدعی گاه بمن می گوید که زبانت تلخ است

نه چنان گوی که برکام کسی تلخآید

لیک هرلحظه ز اعماق دلم فریاد آید به سرور 

شاید این مدعیان فرج وعشق ظهور

همه درکار فریبند و ریالند و کرور

یا که این مرده پرستان خیالاتی خام

همگی طالب میزند وجویای مقام

ورنه با این همه پیشانی مهرآلود

سینه هایی زغمش چاک وبسی مهر آلود

بی گمان باید می آمد موعود

سالها درتب وتابیم که او می آید

همه جا  راز ونیاز

صف به صف سوز ودعاست

گاه بهر صف اولای نماز 

بین این خاک  پرستان دعواست

همه جا حیله و نیرنگ و ریاست

ظاهرا سوز و مناجات خداست

باطنا تزویر ورنگ وادعاست

مدعی والله این سوز مناجات دروغ

بهر این دین مبین پر فروغ

ظلم ناب است و زیان است و خطاست

مدعی اینگونه دینداری خطاست!

 

 




تاريخ : جمعه 07 آذر 1393 | 16:52 | نویسنده : yas_mahdi | ارسال نظر(0)
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران